رمز موفقيت مايكروسافت همواره در اين بوده كه كاركنان آن آينده تكنولوژي را ديده و آن را به عمل در ميآوردند. مثال بارز آن همين آقاي اوزي است. پر واضح است كه با وجود اشخاصي مانند او همچنان روح خلاق در مايكروسافت جاري خواهد بود و همچنان اين شركت به توليد نرمافزارهايي كه همگان مجبور به استفاده از آن باشند ادامه خواهد داد.

خسته نباشيد آقاي گيتس!
محمدامين ناهيد- دنياي كامپيوتر و ارتباطات
حتما شما هم خبر را شنيدهايد . . . بله بيل گيتس از مقام اجرايي خود در مايكروسافت كنارهگيري كرد و به همسرش در بنياد خيريه «بيل و مليندا گيتس» براي مقابله با بيماريهاي خطرناك در دنيا و كمك به كشورهاي فقير در حوزههاي مرتبط با فناوري پيوست.
نميدانم اين خبر خوبي است يا يك خبر ناخوشايند؟! بسياري از كارشناسان پيشبيني كردهاند كه با رفتن بيل گيتس از مايكروسافت روند رشد اين شركت رو به زوال خواهد گراييد. حتي يكي از خبرنگاران خبره حوزه فناوري اطلاعات در دنيا دو هفته قبل پيشبيني كرد كه وضع مايكروسافت به حدي بحراني خواهد شد كه بيل گيتس پس از دو سال دوباره به مايكروسافت باز خواهد گشت!
فارغ از اين اظهارنظرهاي عجولانه بايد اين امر را در نظر بگيريم كه بيل گيتس اجازه نميدهد كه فرزندش، مايكروسافت، به همين سادگي از دست برود به همين دليل هم شخصي مثل «ري اوزي» را جايگزين خود كرده است.
«ري اوزي» درست مانند خود بيل گيتس بسيار خلاق بوده و اين توانايي را دارد كه افكارش را به صورت محصولات تجاري از قوه به فعل تبديل كرده و به كاربران عرضه كند. اولين نمونه از كارهاي او در مايكروسافت نرمافزار Groove است كه اكنون در بسته آفيس 2007 جاي گرفته است. البته شايد همه ما با اين نرمافزار جديد چندان آشنا نباشند ولي همين حد ذكر كنيم كه Groove به حق انقلابي در حوزه مديريت و به اشتراك گذاري فايلها به صورت On-Line و Off-Line ايجاد كرده است.
زماني كه گيتس 33 سال قبل مايكروسافت را تاسيس كرد اهداف بسيار بزرگي داشت كه بسيار دور از دسترس مينمود، تا حدي كه بزرگان IT در آن زمان مانند IBM اهداف او را مسخره ميپنداشتند. بزرگترين هدف گيتس اين بود كه در هر خانه، روي هر ميز يك كامپيوتر شخصي قرار بگيرد.
او اكنون به اين هدف رسيده است. او توانسته روي 90 درصد از كامپيوترهاي شخصي دنيا سيستمعامل ويندوز مايكروسافت را نصب كند. شايد هم به همين دليل باشد كه او ديگر دست از كار كشيده، چرا كه معتقد است دين خود را به تكنولوژي ادا كرده و بايد در جاي ديگري به كار بپردازد. جالب است بدانيد كه «ري اوزي» هم براي مايكروسافت چنين اهداف بزرگي را در سر ميپروراند.
او معتقد است كه با رشد دانش شبكه و بالا رفتن سرعت انتقال اطلاعات، در حوزه فناوري اطلاعات طي سالهاي آينده شاهد يك عقب گرد در زمان خواهيم بود.
در گذشته كامپيوترها به صورت يك ترمينال وابسته به يك سرور قدرتمند كار ميكردند به اين صورت كه كليه عمليات پردازشي و ذخيره اطلاعات توسط سرور مركزي به انجام ميرسيد. (نمونه اين كامپيوترها را در دهه 60 در كشور خودمان در وزارت كشاورزي به چشم ديدهام. البته در آن زمان خروجي عمليات پردازشي توسط كارت پانچ نمايش داده ميشد!) امروزه با پيشرفت پردازندهها و تكنولوژي موازيسازي آنها ميتوان سرورهايي ساخت كه قدرت پردازش آنها حتي در مغز ما هم نگنجد! البته بايد ذكر كنم كه مفهوم سرور هم به كلي تغيير ميكند به اين معنا كه سرور ديگر يك كيس بزرگ شامل چند پردازنده نيست، بلكه مجموعهاي از كامپيوترها است كه به صورت موازي با هم يك پردازش را انجام ميدهند.
اين كامپيوترها ميتوانند در هر نقطهاي از دنيا باشند و با به اشتراك گذاشتن توانشان روي شبكهاي مانند اينترنت مثل يك سرور مجازي به صورت كاملا يكپارچه عمل نمايند. به اين ترتيب به جاي يك پردازنده، هزاران پردازنده در اختيار كاربران براي پردازش قرار خواهد گرفت. نكتهاي كه موجب ميشود اين فناوري براي همگان قابل استفاده باشد اين است كه اكنون در تكنولوژي پردازش به نقطهاي رسيدهايم كه انجام چنين كارهايي براي كاربران هزينه زيادي نخواهد داشت. ري اوزي به چنين مجموعهاي ابر پردازشي ميگويد. آقاي اوزي معتقد است وقتي دنيا به اين نقطه رسيد در آن زمان مايكروسافت بستر نرمافزاري مورد نياز براي پيادهسازي چنين سيستمي را در اختيار كاربران قرار خواهد داد.
همانطور كه ميبينيد حتي تصور چنين دنيايي براي ما مشكل است اما رمز موفقيت مايكروسافت همواره در اين بوده كه كاركنان آن آينده تكنولوژي را ديده و آن را به عمل در ميآوردند. مثال بارز آن همين آقاي اوزي است. پر واضح است كه با وجود اشخاصي مانند او همچنان روح خلاق در مايكروسافت جاري خواهد بود و همچنان اين شركت به توليد نرمافزارهايي كه همگان مجبور به استفاده از آن باشند ادامه خواهد داد.
چنانكه در جاي ديگري هم نوشته بودم معتقدم دنياي فناوري اطلاعات و همه ما كاربران كامپيوتر به شخص بيل گيتس مديون هستيم. اگر تفكر او، شركت او و سيستمعامل او نبود به سختي ميتوانستيم به اين سرعت به نقطهاي كه اكنون روي آن ايستادهايم برسيم.
پس خسته نباشيد آقاي گيتس!
itna
نوکيا
نوکيا 6500 کشويي، يک گوشي کارآ با ظاهري زيبا
هومن کبيري پرويزي- دنياي كامپيوتر و ارتباطات
اگرچه نوکيا مانند رقباي خود چون سامسونگ، الجي و موتورولا به دنبال توليد گوشي با مارک تجاري طراحان مدي چون آرماني، پرادا و يا دولچه و گابانا نرفته است، ولي توليد گوشيهايي چون 6500 کشويي نشان از توجه بزرگترين توليدکننده تلفن همراه به مد و زيبايي در گوشيهاي توليدي اين شرکت، دارد.
6500 کشويي يک گوشي ساده و زيبا با بدنه فلزي است. استفاده از صفحه کليد اين گوشي به دليل طراحي ارگونوميک مناسب بسيار راحت است و در مجموع ميتوان آن را يک گوشي «خوش دست» دانست. شايد بتوان تنها نقايص طراحي اين گوشي را نحوه کارکرد کشويي صفحه کليد که ميتوانست از اين بهتر باشد و نيز قرار گرفتن ورودي کارت حافظه در پشت محافظ باتري دانست که دسترسي به آن را دشوار ميسازد.
اگر چه گوشيهاي ديگر موجود در بازار قابليتهاي عکسبرداري بالاتري از 6500 کشويي دارند ولي ويژگيهاي عکسبرداري اين گوشي آن را به مدلي قابل رقابت براي علاقهمندان به عکسبرداري با گوشي بدل ميسازد. يک دوربين 2/3 مگاپيکسلي با لنز کارل زايس، زوم ديجيتال 8 برابر و يک فلاش LED، امکان استفاده مناسب از اين گوشي براي عکسبرداري را فراهم ميسازد. خصوصا اگر صفحه نمايش 2/2 اينچي QVGA با قدرت نمايش 7/16 ميليون رنگ به همراه حسگر نور محيط را به آن اضافه کنيم.
از ديگر نقاط قوت اين گوشي خروجي تلويزيون، کيفيت خوب پخش صدا از طريق بلندگوها و خروجي بلوتوث استريو (A2DP) را ميتوان نام برد. حافظه داخلي اين گوشي 20 مگابايت است که چندان زياد نيست ولي قابليت افزايش آن تا 4 گيگابايت از طريق کارت حافظه خارجي microSD وجود دارد.
در مجموع ميتوان 6500 کشويي را يک انتخاب مناسب براي افرادي دانست که به علاوه بر توجه به زيبايي کارآيي نسبتا مناسبي از گوشي انتظار دارند.
